با سلام به دوستانه وبلاگ نویس
میخوام براتون از کنفرانس بین المللی دکو که مخفف
(design and interior decoration)
که مربوط میشه به مبلمان طراحی و دکوراسیون داخلی صحبت کنم که به مدت دو روز هر سال برگزار میشه که امسال 6و7 مهر ماه بود وبه این صورت کسانی که علاقه مند هستند میتونند از طرق سایت
ثبت نام کنند www.deco2009.com
البته امسال خودم اولین باری بود که ثبت نام کردم روز اولشو که من نبودم ولی روز دوم برای کارگاهاش رفته بودم البته تو پرانتز به گم که وقتی ثبت نام می کنید میتونید سه تا از کارگاهشو انتخاب کنیدکه من کارگاه نور پردازیشو انتحاب کرده بودم البته منظورمن از کارگاه یک تالار
کلا موضوعاتی که در این کارگاها بحث شد ابتدا از تعریف نور .تاثیر نور در ایجاد ارامش.افزایش اشتها وچگونگی نور پردازی داخلی مثلا اتاقهای یک خونه . ادارات.مدرسها و...( واینکه چه قدر میتونه نور پردازی در ایجاد ارامش افزیش راندمان در کار مثلا اکثرمدرسها ودانشگاهای ما با نور فلورسنت روشنایی میگیره که این امر باعث خستگی میشه راندمانرو پایین میاره) من فکر میکنم که کسانی که در رشته معماری یا طراحی داخلی هستند ویا
کار میکنند خیلی این کارگاه میتونست براشون مفید باشه3dmax
روزی که امیرکبیرگرست
در سال 1264 هجری قمری، یعنی درست در حدود 166 سال پیش نخستین برنامهی دولت ایران برای واكسیناسیون به فرمان امیركبیر آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجوانانی ایرانی را آبلهكوبی میكردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهكوبی به امیر كبیر خبر دادند كه مردم از روی ناآگاهی نمیخواهند واكسن بزنند! بهویژه كه چند تن از فالگیرها و دعانویسها در شهر شایعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه یافتن جن به خون انسان میشود هنگامی كه خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باختهاند، امیر بیدرنگ فرمان داد هر كسی كه حاضر نشود آبله بكوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می كرد كه با این فرمان همه مردم آبله میكوبند.
اما نفوذ سخن دعانویسها و نادانی مردم بیش از آن بود كه فرمان امیر را بپذیرند. شماری كه پول كافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهكوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان میشدند یا از شهر بیرون میرفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند كه در همهی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سیصد و سی نفر آبله كوبیدهاند.
در همان روز، پاره دوزی را كه فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد كودك نگریست و آنگاه گفت: ما كه برای نجات بچههایتان آبلهكوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبیم جن زده میشود. امیر فریاد كشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینكه فرزندت را از دست دادهای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور كنید كه هیچ ندارم. امیركبیر دست در جیب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمیگردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند كه فرزند او نیز از آبله مرده بود.
این بار امیركبیر دیگر نتوانست تحمل كند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن كرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زمانی امیركبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند كه دو كودك شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مردهاند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور میكردم كه میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است كه او این چنین هایهای میگرید. سپس، به امیر نزدیك شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچهی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان كه میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشكهایش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی كه ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.
میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نكوبیدهاند. امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و كوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و كتابخانه ایجاد كنیم، دعانویسها بساطشان را جمع میكنند. تمام ایرانیها اولاد حقیقی من هستند و من از این میگریم كه چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند كه در اثر نكوبیدن آبله بمیرند ...
• قلعه ملک بهمن(ملک قلعه)
عظیمترین وعجیب ترین بنای تاریخی لاریجان است ظاهرا این قلعه به نام ملک بهمن آخرین سطان سلسله استندار لاریجان " ملک قلا" نامیده شده است
ملک بهمن پسر ملک کیومرث از احفاد کیومرث بن بیستون بن گستهم بن زیار است درزمان حکومت شاه طهماسب( 984-930) سه طبقه از سلاطین استندار که بنی اعمام بودند حکومت داشتند ملک عزیز والی نور ملک سلطان محمد والی کجور وملک بهمن والی لاریجان بوده اند
تاریخ بنای قلعه بطور دقیق مشخص نیست اما از اثار فیزیکی بنای محوطه وکارکردن آن چنین بر میاید که متعلق به دوره ساسانیان بوده است که قلعه سازی در ایران رواج داشته است
ولی دورهای آخرروشن است یعنی آخرین دودمانی که براین قلعه واطراف آن حکومت کردند از خانواده ژاماسبیان بودند ژاماس برادر قباد پدر انوشیروان بود که بر اذربایجان حکومت میکرد وفرزند آن بنام گیل گیلانشاه در آمل وگیلان مستقر بود . این شخص دارای دو فرزند بود که یکی ازآنها بنام داوویه(دابویه) بود که آخرین نفر از این دودمان اسپهبد خورشید در سال 140 هجری بود . اما برادر دیگر داوویه بادوسپان(ازسه واژه باد بوس پان یعنی جایگاه حکومت وآستانه)نام داشت که در حدود 1000 سال این دودمان بر اطراف امل و رستم دار و دیلمان وگیلان حکومت کردن . در قرن نهم هجری فرزندان ملک کیومرث قلعه را تصرف کردند تا سال 1004 هجری در آنجا حکومت کردند وآخرین آنها ملک بهمن چهارم بود که بوسیله فرهاد خان سپه سالارشاه عباس با همکاری طایفه وردان امیری دستگیر شد.
فرهاد خان قرامانلو-سپه سالارشاه عباس- پس از فتح قلعه آمل که از قلاع ملک بهمن بود به او پیغام فرستاد واو را به اطاعت از شاه عباس دعوت کرد. ملک بهمن با اینکه دو سه بار به خدمت شاه عباس رفته بود باطنا خیال تسلیم نداشت حتی ملک سطان حسین لواسانی را که از خوشاوندان او بود ودم از اطاعت شاه عباس میزد را نیز بکشت
فرهاد به قلعه امد وانجا به توپ بست و مشغول تهیه سایر لوازم قلعه گیری شد. جمات امیری که از سپاهیان ملک بهمن بودند با فرهاد خان موافقت نکردن.ملک بهمن دستور داد تا وردان امیر رئیس طایفه ایشان را بکشند. جماعت امیری از او برمیدند وراه پنهانی قلعه را به فرهاد خان نشان دادند. ملک بهمن که حال بدین منوال دید به خانه فرهاد خان امد تا حیله و تزویری در کار او کند. فرهاد خان قبول نکرد و خود او را نیز اجازه مراجعت نداد واو را به همراه خود به خدمت شاه عباس برد. شاه عباس ملک بهمن را به فرهاد خان سپرد و فرهاد خان او را بدست بازماندگان ملک سطان حسین لواسانی داد تا او را به قصاص خون پدر بکشند.
ظاهرا این قلعه در این ایام به نام قلعه دشمنکور خوانده میشده
"ساختمان فیزیکی قلعه"
بنای قلعه روی تخته سنگی بسیار مرتفع که دنباله کوه عروس وداماد است قرار دارد که یک طرف ان دره ای است که اب بستر سنگی انرا به مرور ایام خورده وتنگی باریکی به وجود اورده که به ابشاری منتهی می شود٠ جنوب قلعه به رشته سنگی دیوار مانند به نام "نمازیارکر" منتهی میشود٠دامنه شمالی نمازیارکر قطعه زمینی صاف است که با دیوارهای قطور از سنگهای عظیم خشکه چین محصورشده است. این قطعه زمین که امروزه بدل به باغ گشته است گردشگاه وتفرجگاه اهالی قلعه بوده است٠ دیوارهای این قطعه زمین منتهی به دروازی میشده که معرف است به دروازه سنگی(سنگ دروازه) وبیرون این دروازه که امروزه نامی از باقی است برجی مدور بنا کرده بودند٠همانطور گفته شد قلعه بر روی تخته سنگی بنا نهاده شده که روی این تخته سنگ ابتدا ساختمانی را بوجود اوردند به ترتیب روی انرا با خاک انباشتند٠ این قلعه در دو طبقه ساخته شده که طبقه زیرین مسدود وراه ان پوشیده است٠ساختمان طبقه اول دارای سالن٬ اتاقک ویک حوض میباشد واز دیوارهای ان مشخص است که بر اثر تهاجمات دورانهای مختلف سوخته بود٠ روی این ساختمان اتاق های دیگری را به وجود اوردند با کارکردهای مشخص٬ اتاق مخصوص سلطان وملکه مجاور ابشار واتاق هایی که قسمت فرازین قلعه بود جایگاه خانواده و نگهبانان سلطان بوده است٠ بین قلعه و قسمت بیرونی ان یک پل هوایی بوده که این پل را افرادی که بدنبال گنج بودند از بین بردند٠
از بنای قلعه دیوارهای به ارتفاع هشت متر بر جای مانده که تمام از سنگ وگچ درست شده اند ٠ در قسمت تنگه ابشار بنای از خشت قالب بزرگ دیده شده که ظاهرا انرا در ازمنه متاخر ساخته اند٠ چون بامهای ساختمان قلعه خراب شده و بالای قلعه را گنبد مانند کرده است دسترسی به دیوارها واندازه گیری انها فعلا مقدور نیست٠ اتاق ها وسایر ساختمانهای قلعه درسطوح مختلف بنا نهاده شده اند٠هرجایی که می توانستند قطع زمین مسطحی بوجود اورند اتاقی وپناهگاهی ساخته اند٠برای ساختن بنیاد دیوارها وبرجهای قلعه بی شک استادان ٬ بنا را در زنبیل گذاشته ومصالح را نیز با زنبیل جابه جا میکردن تا سنگهای اولیه پی را در دل پرتگاهای کارگذارند٠
صخره ای که این دژ بر ان بنا شده است 220 متر از سطح اراضی دهکده شونه دشت بلندتر است واز سویی که این دژ پشت به کوه داده بنای است که بلندی ان به 63متر میرسد٠ تمام سطح این صخره که تقریبا 300 متر در 100متر است می تواند ازاب تنگه شونا به اندازه کافی مشروب شود٠ساختمان های این قلعه یکی بروی دیگری وطبقه طبقه است و همچون اشیانهای عقاب به این صخره متکی است ٠پلکانی پیچ در پیچ در سراشیبی این صخره دردل سنگ کنده اند که دست یافتن به دژبا گذشتن از انها بسیار مشکل بوده است٠چنانکه از بنای قلعه پیداست این قلعه در یک زمان ساخته نشده است ٬ بلکه مجموعه ای از استحکامات است که انها را به یکدیگر متصل نموده اند ٠ هیچ فضای بی مصرف وبیهوده نمانده است٠ دفاع این قلعه از چهار جهت مورد مطالعه وبررسی قرار گرفته وبه دقت زیاد تدارک انرا دیده اند ٠ با ره وحصارهای اصلی در جبهه جنوبی یکی بالای دیگری قرار گرفته وبلندی ان به65 مترمیرسد ودر زیر انها پرتگاهای ترسناکی به وجودامده است ٠ قطر دیوارهای طرف کوه بیش از یک متر نیست٠طبقات مختلف این بنا بوسیله پلکانها و راهروهای زیر زمینی به یکدیگر مرتبط بوده اند٠این راهروها امروزه مسدود شده اند ولی اثار انها بر جاست٠پلکانی که به ارگ قلعه میرفته
بر جای است ودرازای ان 23 متر است اثار پله ها در روی صخرهای که شیب 30 درجه دارد وبه داخل قلعه میامده است برقرار است٠قسمت پایین این پلکان از بین رفته است٠
باروها٬ برجها ودیوارهای بنا ودرگاهها٬ چهار گوشه وزاویه دارند وکوچکترین اثری از نمای بیضی یا هلالی در بنا دیده نمیشود٠کتیبه واثار نقاشی در این بنا نبوده این قلعه دست کم دوبار گرفتار اتش سوزی شده است
در باروها وحصارها هنوز سنگهای سوخته و دود زده که نشان اتش سوزی است دیده میشود. پس از نخستن ویرانی ظاهرا قسمتهای قدیمی را از نو ساخته اند.
قسمتهای قدیمیتر بنا ازسنگهای تراشیده و اهک بنا شده است. درباره تاریخ ساختمان بخصوص قسمتهای قدیمی بنا نمی توان اظهار نظری کرد به موجب قطعات سفالی که در خرابه های قلعه دیده شده اخرین خرابی و ویرانی ان باید مربوط به قرن 14 باشد.در نتیجه این قلعه با توجه به اینکه درکنار رودخانه وابشار ودریک فضای مخفیگاهی قرار داشته هم از نهاد نظامی وهم از نهاد دینی بهرمند بوده که اهمیت ان بیشتر روی نهاد نظامی ان بوده. دلیل ان این بوده که قلعه دارای دروازه ونگهبانی های خاصی بوده که از ان حفاظت به عمل میاورده.
نگهبانی اول
نگهبانی دوم قلعه ملک بهمن نگهبانی سوم
این نگهبانی هایی که در اطراف قلعه قرار داشته به همراه خود قلعه یک شکل مثلثی را به وجود اورده که خود این از لحاظ نظامی دارای اهمیت بوده
· برج نگهبانی قلعه دراراضی سنگ دروازه
برجی از سنگ وگچ که یک چهارم ان باقی مانده درجنوب غربی ملک قلا بر دامن رشته نمازیارکر بنا شده است.این برج که مسلط بر راه قدیم امل است برج دیدبانی قلعه است تا در مواقع مخاطره اهالی قلعه را خبر کند
• ابشار شاهاندشت
این ابشار مجاورت قلعه ملک بهمن در قسمت جنوبی شاهاندشت واقع شده ودارای ارتفاع بیش از 100 متر از محل ریزشگاه اول است و همین امر باعث گردیده که از نقاط دیدنی لاریجان محسوب شود
اب این ابشار از چشمه های انجی٬ شونا ٬ساهون٬ دژمار٬ لرک٬ شونا تنگ٬ خوزک والیاس تنگه سرچشمه میگیرد.
• ابشار خوزک(ابشار دوم)
این ابشار بسیار زیبا در منطقه خوزک در جنوب روستا ودر فاصله ی حدود4 کیلومتری ان قرار دارد که به عنوان ابشار دوم در این محل از ان نام میبرند. تعیین ارتفاع این ابشار با توجه به اینکه اب ان از محل ریزشگاه به صورت پله پله به سمت پایین جریان دارد وبا توجه به صخره ها وپرتگاه هایی که در اطراف ان وجود دارد کمی مشکل است.

اقتباس شده از کتاب شاهاندشت
تالیف(مجتبی شیرزاد)